8 اسطوره سخنرانی عمومی

چه نکاتی برای تهیه و میزبانی از نمایش عمومی می تواند به شما صدمه بزند.در مورد آنها بیاموزید و هرگز اشتباه نکنید.

در جلسات عمومی ، به نظر می رسد همه می فهمند ، هر کس دیگری می تواند یک توصیه را به بلندگو ارائه دهد.اما تعداد متخصصان بسیار کمتری در این زمینه وجود دارد.به همین دلیل است که آموزشگاه عملی از توصیه های غیر ضروری در مورد چگونگی رفتار در صحنه را ارائه داده است.و بعضی اوقات این توصیه ها از متدینان صدمات زیادی به گوینده وارد می کند و گفتار بدتر می شود.

افسانه شماره 1. از حرکات استفاده کنید

این توصیه در مربیان نیمه حرفه ای یا خردمندان بسیار رایج است.در حقیقت ، لازم نیست در حین عملکرد به ژست ها فکر کنید - مهم است که روی هدف تمرکز کنید.و بسته به هدف شما ، حرکات به تنهایی متولد می شوند.مثلاً الهام گرفتن با دستان خود در پشت غیرممکن است.یا اثبات کنید ، با عقب کشیدن را متقاعد کنید.

به محض اینکه کسی به هدف توجه کند و از فکر کردن در مورد دست ها و سایر قسمت های بدن دست بکشد ، در این لحظه است که آنها به دنیا می آیند.حرکات ارگانیک ، یعنی هنگامی که بسیار اقناعی که تمام کسانی که در مورد حرکات صحبت می کنند ظاهر می شود.فقط تجارت در آنها نیست.

افسانه # 2. تمرین در مقابل آینه

هر معلم دیگر در مدرسه توصیه می کند که دانش آموزان جلوی آینه تمرین کنند.اما هنرمندان در سال اول انجام آن کاملاً ممنوع است.و چرا؟وقتی به این فکر می کنید که چگونه بایستید و چگونه صحبت کنید ، آنچه را که می خواستید بگویید کاملاً فراموش می کنید و برعکس.با گرفتن یک نمایش زیبا در مقابل آینه ، سعی در تکرار آن روی صحنه می کنید ، موضوع توجه را به سمت خود تغییر می دهید و در آن لحظه حداکثر هیجان متولد می شود.

تمرین قبل از تماشاگر.هرکسی اما با مهربانی بهتر تنظیم کند تا بازخورد شما را به جای آینه به دست آورد.

افسانه # 3. مطالعه متن

برای یادگیری متن مضر است: به محض اینکه هیجان جلب می شود ، بلافاصله آن را فراموش خواهید کرد.و از آنجا که بیشتر اوقات ما متون خود را با کلمات هوشمندانه و زیبا می نویسیم و از اینکه احمقانه به نظر برسیم می ترسیم ، تغییر به زبان آشنا دشوار است.از این رو ، مکث های طولانی "eee" ، "گویی" به دنیا می آیند ، سرعت ریتم گفتار پایین می آید و ناراحتی به وجود می آید.

بسیاری متن را با خود می گیرند ، هنگام گم شدن به آن نگاه می کنند و حتی بیشتر از دست می روند زیرا نمی توانند بلافاصله این عبارت را پیدا کنند.به طور کلی ، مشکلات بیشتر از مزایای متن است.

بهترین گزینه این است که حرف های خود را بگویید ، زیرا شما بسیار باهوش تر از متن صاف هستید و می توانید با خیال راحت آن را بیان کنید.توصیه می کنم پایان نامه ها را برجسته کنید ، و آنها را با یک جمله تنظیم کنید ،نکات مهم خود را بسازید و سخنان خود را بگویید.

افسانه # 4. ارزیابی ویدیوی عملکرد

شما اغلب می توانید یک توصیه برای تماشای فیلم خود و ارزیابی عملکرد پیدا کنید.فقط بعد از مشاهده رکورد نمی توانید چیزی ارزیابی کنید.و من دیگر نمی خواهم صحبت کنم.حتی متخصصان.

​​

با ارزش ترین چیز در مورد فیلم تعامل با بیننده است.می دانید ، مثل این است که یک کنسرت راک را به صورت ضبط کنید: هیچ درایو وجود ندارد ، و همه صدای خس خس و آه می توان شنید.این که آیا عملکرد: چیزی که آنها در تماشاخانه گریه می کنند یا می خندند ، در تلویزیون کاملاً مشخص نیست.و شما موافقت خواهید کرد که ما قادر به ارزیابی کنسرت یا عملکرد ویدیو نخواهیم بود.او خوب یا بد بود ، ما فقط می توانیم در صورت حضور یا بازخورد ارزیابی کنیم.عملکرد نیز هست.

همه ناهمواری ها و دسته ای از کاستی های خود را خواهیم دید ، اما بدون واکنش تماشاگر قادر به درک عملکرد خوب نخواهیم بود.

ارزیابی چهره و چشم بینندگان بسیار مهمتر است (آنها به طور یکباره و پر کردن وسایل و تجهیزات به طور همزمان پر نمی شوند) ، و همچنین چندین معیار اساسی عملکرد که دوستان می توانند به شما کمک کنند.

اسطوره شماره 5. در مورد شخص دیگری صحبت نکنید

"خوب ، اگر موضوع را دوست دارید ، و اگر فقط نیاز به تهیه گزارش دارید؟" - من اغلب سؤال از مدیران را می شنوم.شرکتهای بزرگدر این حالت ، شما باید همانطور که هنرمندان می گویند ، موضوع "گزارش" را امتحان کنید ، تا بفهمید دقیقاً در کجا ، در کدام قسمت پاسخی را در روح شما پیدا می کند ، و این سؤال را گسترش دهید تا اول از همه جالب باشد.تو

در محیط هنری چنین رازی وجود دارد: آنچه هنرمند روی صحنه احساس می کند ، آنچه با دید درونی خود می بیند ، بیننده را مشاهده خواهد کرد.و اگر گزارش خود را دوست ندارید ، عموم مردم آن را نمی پذیرند.بنابراین به دنبال نقاط لمسی باشید ، این نکته مهم است که قبل از هر چیز چنین موضوعی جالب باشد.زیرا نویسنده سخنان شما شما هستید.

افسانه شماره 6. "چه" مهمتر از "چگونه؟"به خواندن متن هوشمندانه از یک تکه کاغذ عادت کرده اید ، می توانید تأکید بر برگزاری سخنرانی ها را ببینید.بخش تصویری از این موضوع رنج می برد: گزارش پر از نمودار و جدول است.این یک استاندارد از عملکرد خوب تلقی می شود.و توجه به نحوه ارائه این اطلاعات پذیرفته نمی شود.

اختلافات درباره اهمیت فرم و محتوا حتی در مورد ارسطو به پایان رسیده است: یکی بدون دیگری معنی ندارد.

اگر به دنبال ارائه یك فرم برای ارائه نباشید ، محتوای آن هنوز به مخاطب نمی رسد.مهم است که گرافیک های پیشرفته را با یک ردیف بصری سبک تر و تخیل تر ترکیب کنید ، سپس درک بیننده برای بیننده آسان تر خواهد بود و گزارش شما موفقیت آمیز خواهد بود.

افسانه # 7. مکث بد است

متقاعد کردن بلندگوها مبنی بر اینکه مکث قبل از اجرا لازم است بسیار دشوار است.به تمرکز بلندگو و جلب توجه سالن کمک می کند.

به آزمایشگران بگویید: "سی ثانیه زیاد است!"اما هیتلر قبل از صحبت به طور متوسط ​​1 دقیقه 15 ثانیه مکث کرد.به این ترتیب او سعی داشت همه بدون استثنا شنیده شود وبعد از مکث وزن خود را به کلمات اضافه کرد.

هرچه مکث قبل از اطلاعات مهم طولانی تر باشد ، این رویداد بیشتر می شود.بلندگوهای خوب برای فکر کردن ، ذکر کردن و سکوت کردن در صحنه خجالتی نیستند و سپس دوباره شروع به صحبت می کنند.به نظر می رسد ارگانیک تر از زمانی که یک شخص بی ذهن متن را تار کند و از صحنه فرار کند.بنابراین مکث کنید ، بسیار مفید است.

اسطوره # 8. از تکنیک های اثبات شده استفاده کنید

بسیاری از نکات عجیب به یکدیگر می گویند ، می گویند که این تکنیک کار خواهد کرد."مهم نیست که مخاطب چگونه روی گلدان ها نشسته است تصور می کند - کار نمی کند" ، - از مرد شکایت می کند.معلوم است که نیکوکار چنین روشی را به عنوان راهی برای خلاص شدن از هیجان توصیه کرده است.

در حقیقت ، خلاص شدن از هیجان به تعیین هدف یا کار فوق العاده استانیسلاوسکی کمک می کند و هدف توجه را از خود به مخاطب تغییر می دهد.مسلح با یک فعل مؤثر ، می توانید خیلی بیشتر از تصورات بیمار انجام دهید.

یک هدف تنظیم کنید.باید مطلوب ، گرم ، احساساتی باشد.و به جلوهیجان فقط پیش زمینه باقی خواهد ماند.

همچنین به من توصیه شد كه مثلاً 10 اسكات را انجام دهم.یا فشارهای یو پی اس.آنها ضرری به بار نمی آورند ، اما از مزایای آشکاری نیز برخوردار هستند.